به گزارش قدس، قرنها پیش غریبی به طوس آمد و نام طوس به خاطر شهادتش در این خاک، مشهد شد. بعد از این همه سال هنوز هم در سالروز شهادتش زنان نوقان بهیاد آن روز تابوتی را بهصورت نمادین تشییع میکنند و زنان و مردان سرزمین سلمان و همه شیعیان جهان اسلام برای زیارتش و خدمت به زائرانش از یکدیگر سبقت میگیرند.دیگر آن غریب صاحبخانه شده و نه تنها سلطان خراسان بلکه سلطان شیعهخانهای به نام ایران زمین است، حضرت انیس النفوس(ع) با مهر و رافت بیمانند خود زائران غریبش را غریبنوازی میکند.
این مهر و محبت بین امام و زائرانش پایانی ندارد و امروز در سالروز شهادت عالم آل محمد(ص) فقیر و غنی، روستایی و شهری فارغ از همه مرزبندیهای ما زمینیها در غم فراق امام خود اشک ماتم میریزند و دلی نیست که در مشهد جا نمانده باشد.مشهدیها طبق رسم هر ساله از منازل خود چه دور و چه نزدیک از صبح زود پیاده به سمت حرم مطهر رضوی راه میوفتند تا در عزای ولی نعمت خود رسم همسایگی را به جا بیاورند.در کنار خانوادههای عزادار مشهدی، زائران نیز از گوشهگوشه ایران بزرگ و از کشورهای همسایه در آخرین روز ماه عزای آل الله(ع) خود را به پناه امام مهربانیها رساندهاند تا از قافله دلدادگان جانمانند.
صورتهای آفتابسوخته زائران پیاده اما قصهی دیگری دارد، آفتابسوختگی صورت این زائران امام مهربانیها نشان عاشقانی است که پیش از صورتشان، دلهایشان در غم و مصیبت اهل بیت(ع) سوخته است و برای رسیدن به محبوب دل به جاده زدهاند تا برای غریبالغربای طوس آوارگی در بیابان را مشق کنند.هیئات عزاداری یا به قول مشهدیها، دستههای عزا نیز طبق رسم هر ساله از طلوع آفتاب از گوشهگوشه محلههای مشهد حرکت خود را به سمت حرم مطهر رضوی آغاز کردهاند، خیابانهای منتهی به حرم امروز شاهد صحنههایی شورانگیز از دلدادگی به حضرت شمسالشموس(ع) بود، دلدادگی که با زبانها، گویشها و لهجههای شهرها و روستاهای مختلف ایران امام رضا(ع) بازگو شد. هیئات آذریزبان، عربزبان، مازنیها و دیگر اقوام ایرانی در کنار افغانستانیهای مقیم مشهد هر کدام با زبان و لهجه خود نوحههایی از ماجرای زهر جفایی که مامون ملعون به امام خوراند، بیان میکنند.
در بین تمام هیات، خوزستانیها با سنج و دمامی که مارش عزا و ماتم است و آذریها با آیین شاه حسین گویانی وقتی چوبها را در هوا میچرخانند، یزدیها با فلوت و نظمشان در نوحهخوانی و زنجیرزنی، هر کدام به نوعی دلهای عزاداران را به آیینهای کهن عزاداری در گوشهگوشه این خاک مقدس متوجه میکنند و مردم عزادار نیز در کنار مرور هر ساله این آیینهای عزاداری، با هر ضرب طبلی دستی بر سینه میزنند و همنوا با این هیئات زیر لب «رضا جان، رضا جان» را زمزمه میکنند.امسال در کنار عزاداری برای امام مهربانیها، دلهای زائران و مجاوران هنوز متوجه آقای شهید ایران است و غم بزرگی که از شهادت آن امام بزرگ و عالیقدر بر دلشان نشسته است، آرام نشده، به همین خاطر برخی با در دست داشتن پرچمهای سرخ خونخواهی به خیابان آمده بودند تا اعلام کنند که این داغ بزرگ جز با انتقام از عاملان جنایت علیه رهبر شهید انقلاب و همه شهدای جنگ رمضان و جنگ ۱۲ روزه آرام نمیشود.
ساعت ۱۲ ظهر به نزدیکی حرم مطهر رضوی میرسم اما در زیر این آفتاب سوزان هم سیل روان جمعیت عزادار متوقف نشده و برخی از زیارت برمیگردند و برخی در حال عزیمت به حرم امام مهربانیها هستند. برخی از زائران نیز بعد از زیارت با کولهپشتی بر دوش در حال عزیمت به شهر و روستایشان هستند.امروز در مشهد ملائک هم سینهزن مظلومیت سوم علی از آل علی(ع) هستند، همان امامی که حتی کنیه خود را از جد طاهرش، امیرالمومنین علی(ع) به ارث برده است، این وجه تشابه زیبا را وقتی هیاتی در نزدیکی حرم «لبیک یا اباالحسن(ع)» گویان وارد حرم میشدند، بیش از همیشه به چشمم آمد و به یقین و گواهی دلها، امروز همه آل الله به ویژه پدر خاک از مصیبت عظمای حضرت انیس النفوس(ع) در عزا و ماتم است.
غروب که نزدیک میشود، هوای مشهد رنگ دیگری به خود میگیرد. امروز آخرین روزی است که شهر پیراهن سیاه عزا بر تن دارد، آخرین روزی که صدای نوحه در کوچهپسکوچههای اطراف حرم میپیچد و دلهای عزادار در کنار هم با سوگی مقدس به هم نزدیک میشوند. مردم مشهد میدانند که فردا، چهره شهر آرامآرام تغییر میکند؛ پرچمهای سیاه یکییکی از سر درِ مغازهها و خانهها پایین میآیند، زائرانی که با خود برکت را به این شهر میآورند، به شهرهایشان بازمیگردند و همه این هیاهو و اجتماع مومنانه مقدس جای خود را به روزمرگی میدهد، امشب اما هنوز همهچیز رنگ ماتم دارد و کسی دلش نمیخواهد که این آخرین ساعتها دلدادگی به پایان برسد.
در میان زائران و موکبدارانی که در میادین و خیابانهای منتهی به حرم گرد آمدهاند و به زائران خدمت میکنند، حسی مشترک موج میزند؛ حسی از دلتنگی برای غمی مقدس که در این چند روز مهمانشان بوده و برای بهشتی که در آن خادم زائران امامشان بودند.پیراهن سیاه عزای آل الله(ع) که این روزها بر تن مردم بود، فقط یک لباس نبود؛ بلکه نشانهای بود از تعلق، از پیوندی که هرسال در ماه محرم و صفر تازه میشود، اکنون باید آن را از تن دربیاورند به این امید که تا سال آینده زنده باشند و بتوانند در عزای اهل بیت عصمت و طهارت(ع) اقامه عزا کنند و در خدمت زائران باشند.






نظر شما